عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
87
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
دار الكتب ، ) بنا به اشارهء وى در پانگاشت صفحهء 15 رسالهاش ، يافته است و نيازى به سند خبر نيست ؛ چنان كه در روش خاورشناسى ، مهم آن است كه خبرهايى يافت شود ؛ هر چند كه ظن و گمان باطلى باشد و هر چند صاحب خبر - به فرض درستى واقعه - نادان ، احمق ، بىپروا و زنديق باشد . ما مطمئن هستيم كه چنين كارى نه از قاريان سر مىزند و نه از دانشمندان . ما تلاش كرديم تا به متن اين دو خبر كه وى اشاره كرده است ، دست يابيم از اين رو در اخبار عمر بن عبد العزيز و حتّى در اخبار عمر بن خطاب و در ديگر موضوعهاى جلد سوم كتاب اغانى و جلدهاى ما قبل و ما بعدش تا جلد دهم جستجو كرديم ولى از آن دو خبر چيزى نيافتيم ( 5 ) شايد اين دو خبر آنچه باشد كه علاوه بر اين دو خبر ، از كتاب ديگرى به نام « محاضرات الادباء » از راغب اصفهانى يافتهايم . در اين كتاب ، اين اخبار زير نام ( من غيّر حرفا من القرآن فأتى بنادرة و لمّا روجع : ( آن كه حرفى [ قرائتى ] از قرآن را تغيير داد و قرائت نادرى را بيان داشت و از آن قرائت برنگشته است ، ) آمده است : 1 - حجّاج به زنى از خوارج گفت : چيزى از قرآن ، برايم بخوان . پس خواند : ( إذا جاء نصر اللّه و الفتح و رأيت النّاس يخرجون من دين اللّه أفواجا ) « 1 » . حجّاج گفت : واى بر تو ! « يدخلون » مىباشد . زن گفت : آنها داخل مىشدند ولى تو آنها را خارج كردى . 2 - باديه نشينى چنين خواند : ( انّا بعثنا نوحا الى قومه ) « 2 » به دو گفته شد : « ارسلنا » مىباشد پس گفت : ميان آن دو تفاوتى جز لجاجت تو وجود ندارد . 3 - كسى چنين خواند : ( فمن يعمل مثقال ذرّة شرّا يره و من يعمل مثقال ذرّة خيرا يره ) « 3 » . به او گفتند : آن را تغيير دادى . گفت : خذا انف هر شى أو قفاها فانّه * كلا جانبى هر شى لهنّ طريق « 4 » ( 6 ) در اين سه خبر كه از حيث محتوا ، به هم شبيه هستند ، اين موارد ملاحظه مىشود : 1 - صاحبان اين اخبار ، افراد ناشناختهاى هستند و به احتمال زياد ، واقعا آدمهاى نادانى
--> ( 1 ) نك : نصر ( 110 ) ، آيهء 1 و 2 . ( 2 ) نك : نوح ( 71 ) ، بخشى از آيهء 1 . ( 3 ) نك : زلزال ( 99 ) ، آيهء 7 و 8 . ( 4 ) الراغب الاصفهانى ، محاضرات الادباء ، ج 1 ، ص 85 .